کیوسکِ شب

ما در این وبلاگ می‌خواهیم اموری که اخیرا رخ داده را از منظر های مختلف مورد بررسی قرار دهیم



نویسنده : کیوسک ; ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢٩

اوباما در مراسم چاشت نیایش ملی امریکا با ذکر روایتی از پیامبر مکرم اسلام گفت:در اسلام حدیثی وجود دارد که می خوانیم  "هیچکدام از شما یک مومن حقیقی نیست تا آن روز که آنچه بر خود آرزو می داردبرای برادر خود نیز آرزو دارد."

                                   نقل حدیثی از پیامبر اکرم (ص) توسط رییس جمهور امریکا

به گزارش «شیعه نیوز »  وبلاگ کاخ سفید (وابسته به سایت رسمی آن) ، روز پنج شنبه 5 فوریه به سخنرانی  باراک حسین اوباما رییس جمهور جدید امریکا پرداخته است.
در این سخنرانی جالب توجه رییس جمهور اوباما در میان انبوه هزاران نفر که در مراسم چاشت نیایش ملی (National Prayer Breakfast) در شهر واشنگتن آمریکا گرد آمده بودند گفت : " ایمان های متفاوت و مختلف ما به جای آنکه هر کدام از ما را از یکدیگر جدا سازد می تواند ما را به سوی تغذیه انسانهای گرسنه ، دلداری و تسکین انسانهای دردمند و مصیبت زده ، برای برقراری صلح در هر سرزمینی که نزاع در آن درگرفته است و برای دوباره ساختن هر آنچه که از هم فروپاشیده است و برای بلند کردن هر آنکه در لحظات سخت و دشوار زمین خورده است ، متحد سازد. "

مراسم چاشت نیایش ملی هر ساله در واشنگتن آمریکا در اولین پنج شنبه ماه فوریه برگزار می شود. این رویداد از سال 1953 و از زمان رییس جمهور آیزنهاور که برای اولین بار در چنین مراسمی شرکت یافت اتفاق می افتد. بخش هایی از نیایش اوباما در این مراسم را در زیر می خوانیم:

  " هیچ شکی وجود ندارد که در طبیعت ایمان بدین معناست که برخی عقاید ما هرگز یکی نخواهد بود. ما کتابهای متفاوتی را پیروی می کنیم.  احکام و دستورات متفاوتی را به هم چنین. توجیهاتمان و ادراکمان از اینکه هر یک از ما از کجا آمده ایم و به کجا می رویم با یکدیگر متفاوت است و حتی برخی از ما به هیچ ایمانی راسخ نیستیم.

 همه ما این اختلاف ها را می دانیم. اما در این میان یک قانون وجود دارد که همه ادیان الهی را به هم پیوند می زند.
عیسی مسیح به ما می گوید که همسایه خود را همانطور که خود را می پسندید بپسندید. و آنچه که برای شما ناگوار و نفرت انگیز است بر همیار و شریک خود روا مدار.

در اسلام حدیثی وجود دارد که می خوانیم "هیچکدام از شما یک مومن حقیقی نیست تا آن روز که آنچه بر خود آرزو می دارد برای برادر خود نیز آرزو دارد."
چنانکه این روایت در مکاتب بودا و هندو نیز به چشم می خورد. و این البته همان قانون طلایی است برای فراخوانی به عشق به همنوع، برای درک و فهم یکدیگر و برای رفتار بااحترام و بزرگواری با کسانی که لحظات کوتاهی را بر روی این زمین خاکی با یکدیگر به قسمت می گذاریم."

در این مسیر ، این ایمان وِِیژه ماست که ما را به سوی خوبی و نیکویی والاتری رهنمون می کند و به جای آنکه ما را از یکدیگر جدا سازد ، می تواند ما را به سوی تغذیه انسانهای گرسنه ، دلداری و تسکین انسانهای دردمند و مصیبت زده ، برای برقراری صلح در هر سرزمینی که نزاع در آن درگرفته است و برای دوباره ساختن هر آنچه که از هم فروپاشیده است و برای بلند کردن هر آنکه در لحظات سخت و دشوار زمین خورده است ، متحد سازد.
 
 هدف ما این است که به سوی رهبران و دانش پژوهان در سراسر جهان دست دراز کنیم تا زمینه برقراری یک گفتگوی  ثمر بخش را پیرامون ادیان و اعتقادات را فراهم آوریم. و البته در این راه من انتظار ندارم تا  افتراق ها و جدایی ها یک شبه از میان برداشته شود و باور ندارم که نظرات و تنشهایی که برای زمانهای درازی در میان بوده است به یکباره محو شوند اما اعتقاد دارم که اگر بتوانیم به راحتی در یک فضای باز و با صداقت با یکدیگر گفتگو کنیم، آنگاه خراش ها و بریدگی ها و زخم ها آغاز به مرمت و بهبود خواهند کرد و مشارکتی نوین در این میان ظهور خواهد نمود.
در جهانی که هر روز کوچک و کوچکتر می شود ما می توانیم آغاز گر نابودی نیروی تعصبات خشک باشیم و فضایی را بسازیم که در آن صدای شفا بخش فهم و درک متقابل طنین انداز شود.

این است امید من. این است دعای من.

گفتنی است حدیث مورد اشاره ی اوباما متعلق حضرت محمد (ص) می باشد که :«و الذی نفسی بیده لا یؤمن احدکم حتی یحب لاخیه ما یحب لنفسه». 
نهج الفصاحه،حدیث 2515 




کلمات کلیدی :امریکا




نویسنده : کیوسک ; ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢۸

پارلمان‌نیوز: یک جانباز در اعتراض به عدم امکان ملاقات با نماینده حوزه دو روزِ پیش در مقابل مجلس خود را با بنزین به آتش کشید.

یک جانباز در مقابل مجلس خود را به آتش کشید

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره) و به نقل از شاهدان عینی وضعیت جسمی این جانباز بعد از این حادثه مساعد نبوده و با توجه به شدت سوختگی امکان زنده ماندن وی بسیار پائین به نظر می رسد.

گفتنی است، بعد از این حادثه این جانباز به بیمارستان منتقل شد.

(اگر ایشان به لطف الهی زنده بماند چه بر سرشان خواه آمد؟)

                  

 

به جبهه ها، رشادتم
به سالها اسارتم
خنده صبح و شامتان
حرامیان، حرامتان

اشک دو چشم رهبرم
خون چکیده از سرم
شهد شده به کامتان
حرامیان، حرامتان

داس عدو به گردنم
شخم عدو بر بدنم
گندم بی همتتان
حرامیان، حرامتان

ماهی شط خون چه شد؟
عشق چه شد؟جنون چه شد؟
دور شده ز کامتان
حرامیان، حرامتان

عبد چه شد؟ خدا چه شد؟
دیانت و رضا چه شد؟
گسیخته لجامتان
حرامیان، حرامتان

هم نفس آه که شد؟
یوسف صد چاه که شد؟
پله و نردبانتان
حرامیان، حرامتان

همسفران همنفس
پریده از کنج قفس
مرغ هوس به بامتان
حرامیان، حرامتان

طبع شکم باره تان
مرکب راه وارتان
قرعه که زد به نامتان؟
حرامیان، حرامتان

جبهه به خون کشیده شد
حنجره بس دریده شد
طراوت کلامتان
حرامیان، حرامتان

راهی صد کمین که شد؟
معبر روی مین که شد؟
معبر زیر گامتان
حرامیان، حرامتان

خانه ام افروخته شد
بام به کف دوخته شد
امنیت خانه تان
حرامیان، حرامتان

کشته صد پاره که شد؟
به خصم دون چاره که شد؟
دوامتان، دوامتان
حرامیان، حرامتان


برف من و بام شما
درد من و دام شما
وسعت بام و دامتان
حرامیان، حرامتان

خنده به اشک مادرم
نمک به زخم همسرم
مادرتان، همسرتان
حرامیان، حرامتان

(شعراز  سایتomid20.com کسب شده است.)




کلمات کلیدی :اعتراض




نویسنده : کیوسک ; ساعت ٧:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢٩

 

سلام

جنگ ، صلح، خون، آتش، وحشت و اینگونه از کلمات که ما این چند وقته اخیر زیاد شنیده ایم که عده ای از شنیدنشون منزجر و عده ای دیگه بی تفاوت شده اند.

اصلا بزارید حرفام رو با یک سوال شروع کنم:

اسرائیل توی این سرزمین چی کار میکنه؟

خوب به نظر من این سوال دو جواب داره:

1)مثل کشورای دیگه از جمله ایران و آمریکا و انگلیس و . . . داره زندگیشو می کنه.

2)قصد زندگی نداره و فقط برای قتل اومده.

خوب باید به هر دو جواب رسیدگی کرد:

اسرائیل در سال 1948 در سازمان ملل متحد بر پایه یک قرار داد که در تل آویو به امضا رسید ، تشکیل شد. بعد از این زمان اسرائیلِ رو به توسعه به عنوان یک کشورِ مستقل در سازمان ملل متحد بر پایه ی رای گیری از کشورهای عضو(همچون ایران و آمریکا و. . .) شناخته شد (مثل ایران و آمریکا و. . . که به عنوان یک کشور مستقل در جهان شناخته شده بودن).

قرارداد استقلال اسرائیل:نامه ی منضا شده در تل آویو در سال 1948

 (این تصویر از سایت ویکی پدیا کسب شده است و متن ترجم ی فارسی آن در همان بخش موجود است)

خوب در پس به وجود اومدن هر حکومتی ، عده ای یا باید بروند یا بمیرند یا زندگی کنند.(مثل آمدن استالین و امام خمینی وفیدل کاسترو و حتی پیامر اسلامِمان) پس با این تعاریف ما در این مقطع چند دهه ای کاری به کشته شده های فلسطینی و اسرائیلی نداریم.

پس سریعا بریم سراغ این درگیری اخیر:

این در گیری از زمانی شروع شد که حماس(از جمله گروهک های تروریستی در لیست سازمان ملل) ، یک طرفه آتش بسِ موقتی رو شکست و تعدادی از موشک به مناطقی از کشور اسرائیل (دلیل بیان لفظِ کشور ، معیارهای سازمان ملل  و اعضایش می باشد) شلیک شد.

اسرائیل در این مورد هم با دولت موقت و هم با حماس وارد مذاکره شد که در این مذاکرات اسرائیل خواستار تضمین این مورد از سوی فلسطین و حماس شود که دیگر در این دوره ودر آینده هیچ موشکی به اسرائیل شلیک نشود و فلسطین و حماس سلاح ها و موشک هایی از خود را که مغایر با قوانین سازمان ملل می باشد را به سازمان های صلح جهانی تسلیم کند.

حماس علاوه بر این که این موارد را نپذیرفت، اعلام کرد که مواضع خود را قدرتمندانه تر ادامه میدهد. خوب من ادامه ی این قضیه را با یک مثال حلاجی می کنم:

اگر شخصی به شما حمله کند و یک ضربه به شما وارد کند، شما اگر قدرت داشته باشید بیشتر از یک ضربه به ایشان وارد می کنید.

با توجه به مثال ذکر شده اسرائیل برای تضمین جانِ افراد ساکن در کشورش مجبور به دفاع از خود و حمله به فلسطین شد.

در هر جنگی تعدادی افراد غیرنظامی هم  کشته می شوند که دلایل متعدی دارد که نباید این گروه در این مقیاس گسترده از لب تیغ گزرانده شوند.

اسرائیل حملاتِ خود را به مراکز نظامی و همین طور مراکز گروهکِ تروریستی حماس شروع کرد. در همین زمان تعدادی موشک تقریبا قوی و پیشرفته ی کاتیوشا (که معلوم نیست از کدوم ایرانی به لبنان و . . . داده شده) از سوی لبنان به اسرائیل شلیک شد که حزب الله ِ لبنان به سرعت اعلام کرد که این اعمال از سوی آن ها نبوده است. اسرائیل آماده ی دفاع شده بود  که در یک اعلامیه در شمال لبنان تمام مدارس و . . . تعطیل اعلام شد.دولت لبنان عملی منطقی انجام داد ولی بنده نمی دانم که چرا در این مدت مدارس فلسطین باز بوده و هرچه شدیدتر از کودکان و خانواده هایشان دعوت می شد که به مدارس بروند و مثلا به تحصیل بپردازند؛ دراین فلسطینی که مدرسه ای باقی نمانده است ، مدارس در پایگاه های نظامی به صورت هرچه قوی تر برگذار می شوند.به نظر شما دلیل این عمل چیست؟ اهمیت علم و دانش؟ من که این فکر رو نمیکنم.

خوب به هر حال بااین عمل فلسطین و شلیک گلوله های اسرائیل به مراکز نظامی تعداد کودکان شهید افزایش می یابد.( در باره ی لفظ شهید در پست بعدی بحث میکنیم.)اگرتعداد کودکان کشته شده افزایش یابد احساسات مردمان و مجامع بین المللی بر انگیجته می شود و در نتیجه به حمایت بی منطق از فلسطین می پردازند.( این عمل در جنگ های حزب الله هم به دستور سید حسن نصر الله دیده شده بود که می گویند ایشان مبدع این عمل بوده اند.)

خوب از یک منظر دیگر هم می توان بررسی داشت:

چرا ما در رسانه ها با سوز و گداز  می شنویم که تعداد  شهدای فلسطینی این مقدار است ولی از سوی دیگر با خرسندی بیان می شود که مثلا شش غیر نظامی اسرائیلی به هلاکت رسیده اند؟ مگر کودکان اسرائیلی با کودکان فلسطینی یا مردمان دیگر در سرشت و ذات و انسانیت با هم متفاوتند که با این الفاظ در موردشان می شنویم؟ مگر مردمان اسرائیل گناهکارند که در این سرزمین و یهودی به دنیا آمده اند که باید این گونه در موردشان حرف به میان آوریم؟

به قول یکی از دوستانم که وبلاگش در پیوندها است ، این جنگ ، جنگ سیاست ها و قدرتطلبی های حماس و چند گروهک تروریستی دیگرر است که باید مردم بی گناه درآن قربانی شوند.

اگر منطقی بیاندیشیم جنگ و قتل در هیچ زمان و دوره و مکانی پسندیده نیست . اگر کسی قصد اعتراض دارد نباید به دیدگاه من به دیگران آسیب بزند و مثلا به خودش بمب ببندد و د ر اصطلاح های متفاوت ، جهاد یا ترور انجام دهند و دیگران ر ا ناخواسته به قتل رساند.من نهایت اعتراض را این گونه می دانم:

خود سوزی یک بودایی در اعتراض به مواردی

(این بودایی با سوزاندن خویش در مقابل سازمان ملل اعترضات خود را به مواردی اعلام می کند، که با عمل او ما نهایت اعتراض را دیده ایم ولی به کسی غیر از خودش آسیبی وارد نکرده است.)

 

به نظر شما اگر مردمِ فلسطین اهمیت دارند ، چرا آتش بس پذیرفته نمی شود؟




کلمات کلیدی :اعتراض و کلمات کلیدی :اسرائیل و کلمات کلیدی :غزه




نویسنده : کیوسک ; ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢٢

سلام؛

طبق آماری که خبرگزاری برنا دز این هفته اعلام کرده است در ایران(( روزانه ٣٠٠ نوجوان معتاد می‌شوند)).

این خبرگزاری حدودآ دولتی از قول منابع آگاه در ستاد مبارزه با مواد مخدر  اعلام کرده که روزانه حدود ٣٠٠ نوجوان به جرگه‌ی معتادان ٣ میلیونی کشور افزوده می‌شوند که حدودآ یک میلیون نفر از آن‌ها زیر ١٩ سال سن را دارند.

همچنین این خبرگزاری اعلام کرده که سن اعتیاد در ایران از ١٧ سال به ١٣ تنزل یافته است. که تریاک با ۶٩ درصد از کل مصرف معتادان ، پر مصرفترین ماده اعتیاد آور می باشد.که نوجوانان ایراتی به سنت بزرگترها پایبند نبوده و به مصرف کراک وکریستال(تریاک متولبر شده) روی آورده‌اند.

لطف کنید به اعداد و ارقامی که خبرگزاری برنا ارائه داده‌است بار دیگر توجه کنید.

منظر را عوض می‌کنیم.

 

 

نوجوان معتاد

 

مسئولان دولتی مثل همیشه منکر وجود معتاد نوجوان ایرانی داخل خاک ایران شده‌اند چه برسد به افزایش تعداد آن‌ها.

دوهفته پیش از اعلام‌ آمار توسط خبرگزاری برنا،معاون پرورشی و تربیتی وزیر آموزش و پرورش در گفت‌و‌کو با خبرگزاری فارس ، شیوع اعتیاد در مدارس را از بیخ تکذیب کرد. سید مهدی امینی که در دوران وزرات آقای علی‌احمدی به معاونت پرورشی آموزش و پرورش رسیده است،((اعتیاد در مدارس به هیچ وجود ندارد.)) این در حالی است که ٩۶درصد جمعیت جوان و نوجوان زیر هجده‌سال ایران بچه‌مدرسه‌ای هستند.

با تمام این‌ها مسئولان مبارزه با مواد‌مخدر نسبت به شیوع اعتیاد در مدارش هشدار جدی ‌داده‌اند. سلف امینی که پس از انتخاب وزیر جدید آموزش و پرورش از این وزارتخانه رفت، چنین هشداری را داده بودند.

دقیقا یک سال پیش هم محمدرضا جهانی، جانشین دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر  از وجود سی هزار دانش آموز معتاد در سیستم آموزش و پرورش خبر داد. هشدارهای از این دست بارها از زبان مسولان ستاد مبارزه با مواد مخدر شنیده شده است. با تمام این ها معاون فعلی وزیر آموزش و پرورش منکر همه چیز شده است: ((با توجه به کنترل هایی که در مدارس وجود دارد و ارتباطاتی که داریم، مطمئنیم چنین مواردی در مدارس کشور اتفاق نمی افتد . موضوع اعتیاد در جامعه  وجود دارد ودر نتیجه آموزش و پرورش نیز به شکلی درگیر آن است البته مطمئنیم در محیط مدرسه این موارد وجود ندارد.))

خوب قسم حضرت امام را باور کنیم یا دم خروس را.

این آمارها و حرف های متناقض زیادند ، قضاوت با شما.

در بخش های دیگر به بیان این موارد خواهیم پرداخت.

 

 

 

آمار از خبرگزاری برنا کسب شده است.




کلمات کلیدی :اعتیاد




نویسنده : کیوسک ; ساعت ۱:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۱۸

 بنده از آقای نی تشکر می کنم . با توجه به این که نظری خوب در باره ی مطلب قبلی اینجانب ارائه دادند اد نظر ایشان را دیده و نظر بندهه را هم می بینیم:

نویسنده نی:

این مطلب که با کنار رفتن و عوض شدن مدیران از بهره وری اون سازمان یا اداره تا یک مدتی کاسته میشه یک واقعیت است اما آقای کفاشیان و دکتر قره خانلو که ریاست کمیته ملی المپیک رو به عهده دارن در هر دو دولت حضور داشتن پس مشکل از جای دیگر است.

نویسنده حسام اسدی:

با تشکر از نی

 نظر ایشان تا حدودی صحیح ولی ورزش این کشور فقط یک نفر و سازمان نیست ؛ سازمان دیگه ای هم به نام سازمان تربیت بدنی وجود دارد که اموری که داخل آن انجام می شود تاثیر بیشتری روی ورزش میگذارد.

 وهنگامی که رئیس آن عوض می شود تاثیرات مخرب زیادی روی سازمان ها و فدراسیون های زیر مجموعه می گذارند. آقای مهرعلی زاده که رئیس قبلی این سازمان بودند هم لیاقت صد در صد نداشتند ولی مثل این که کارشان را از مدیر اسبق شهرداری و رئیس ورزش حاضر بهتر بلد بودند.

از جهتی با تغییر سیاست های سازمان مدیران فدراسین ها یا عوض شدند یا نظرشان را عوض کردند. آقای سوریان یا حدادی یا رضازاده یا علی کریمی فقط مثال های کوچکی هستند. همین سیاست های جدید ،آقای دایی را انتخاب و از انتخاب مربی پیروزی که در اوج بودند جلوگیری کردند. همه ی این را می بینیم و به سرمنشا و سرچشمه نگاه نمی کنیم که مطلع شویم چه کسی آن را گل آلود کرده.








نویسنده : کیوسک ; ساعت ٤:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۱٤

به نظر من نزدیک ترین مورد در این چند روز اخیر مساله المپیک باشد که هر کس قبل از آن نظری داشت که بعد از آن نظرش به قول آقای قلعه نوعی 360 درجه عوض شد. چرا ایران از کسب ۶ مدال به کسب ٢ مدال رسیده است؟ عده‌ای می‌گویند کسب سهمیه‌ها مناسب نبوده ، سطح ورزشکاران پایین آمده ، شرایط مسابقات متفاوت شده و...

المپیک

همه ی این نظریات قابل تامل است ولی یکی از رئسای بسکتبال توجیهی آورد که من را به شدت رنجاند؛

ایشان در ویژه برنامه المپیک شبکه 3 فرمودند که :

((ضعف ایرانی ها ژنتیکی است.))

به نظر شما مهمترین عامل کدام است؟

به نظر من مشکل یکی دوتا نیست ؛ مشکل زیاد است .

الان وقت مقایسه هست. مقایسه شرایط کاروان 2008 پکن و 2004 آتن؛ مهمترین تفاوت به نظر بنده تغییر ساختار کل است که باعث ایجاد تغیر در ساختار جز سده است . مدیران قدیمی مدیران درجه یکی نبودند ولی نتایج بهتری نسبت به مدیرانجدید کسب کردند .

مدیران جدید برای کسب این نتایج سختی زیادی را تحمل کرده اند؛ به نظر من تخریب روحی و روانی کسی که 3 بار قهرمان جهان شده است و  تا قبل از المپیک هیچ باختی را در کارنامه ندارد خیلی سخت می باشد که مقام پنجم را کسب  کند؛ و مثالی دیگر کسی که رکوردش در قبل از المپیک در حدی بوده که در المپیک مدال طلا را به ارمغان می آورد چگونه می تواند مقام فصاحت بار هفدهم را به دست آورد.

نظر شما چیست؟؟؟

سازندگی این است؟؟؟

از منظری دیگر توجه کنیم:

من در سال 1956 نبودم  و از شرایط مدیریتی امور در ایران در  آن زمان اطلاعی ندارم ؛ فقط می دانم که بهترین مقامی که ایران در رنکینگ کلی کسب کرده برای آن دوره از مسابقات در ملبورن بوده است . مقام چهاردهم در بین شصت و هفت کشور با کسب دو طلا و دو نقره کشتی و یک نقره وزنه برداری،

کمی نزدیک تر  مقام هجدهم ایرن در مکزیکوسیتی در 1968 در میان 112 کشور که با کسب دو طلا عبدالله موحد و محمد نصیری در کشتی و وزنه برداری اتفاق افتاد.قبل از این المپیک بدترین مقام ایران 44 بود با کسب یک طلا ، یک نقره و دو برنز در سال 1992 در بارسلون . ولی حالا بدترین مقام برای 2008 پکن ثبت شده با احراز رتبه 51 به واسطهی کسب یک مدال طلا ویک مدال برنز. ما در آتن رتبه ی  29 راکسب کردیم.

چه سازندگی عمیق و زیرساختاریی...

 

 

 




کلمات کلیدی :چین و کلمات کلیدی :المپیک




نویسنده : کیوسک ; ساعت ٤:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۱٤

من در این وبلاگ می‌خواهم اموری که  اخیرا رخ داده را از منظر های مختلف مورد بررسی قرار بدهم ؛ و از شما متشکر می‌شوم که نظرت خود را در هر مورد بیان کنید.